زندگى و سرنوشت این زنان مسئلهى ذهنى من شد. حالا مىخواستم بدانم اين زنان وقتى همسرانشان دستگیر شدند یا به جوخههای اعدام سپرده شدند، چگونه در جامعهی مردسالار ما با مشکلات دست و پنجه نرم کردند؟ چگونه بار سنگین تربیت کودکانشان را به دوش کشیدند؟ و چگونه با سنتهای کهنه و دستوپاگیر به مبارزه پرداختند. مىخواستم بدانم اين زنان انقلابى ، پس از آزادى چگونه با بیعدالتىها، تبعیضها، بیحقوقی، فشار روحی و اقتصادی، جنگیدند و وا ندادند.
ناصر مهاجر: سال ٥٧ تا ٦٠ به مبارزه روی آوردی؛ در پیوند (…)
تازه ترين مقاله ها
-
مقدمه کتاب زنان در سایه "در چرایی این دفتر"
28 اوت 2010 - نگارنده : مصاحبه ناصر مهاجر با فریبا ایرج -
زندان آن سوی نردههاست، در سایهها
28 اوت 2010 - نگارنده : رضا معینی"حکایت میوهی له شده بر زیر چکمه" حکایت سایههاست که در ادبیات زندان کمتر به آن پرداخته شده است. زندان مکانی جغرافیایی نیست، زندان تاریخ است در این سوی نردهها نیز "زندان میکشند". این کشیدن با آنچه زندانبان و شکنجهگر با زندانی میکنند تفاوت دارد اما هم زندان است و هم شکنجه محسوب میشود. شاید قساوت انجام شده در آن سوی نگاه را خیرهتر به زندان کرده است. به ویِژه در زندانهای جمهوری اسلامی فاجعهی بند چنان وسعتی پیدا کرد که پرده بر درد این سوی کشید.
ادامه
در کشوری که آدمها هنوز در زندانها (…) -
بدخواب
28 اوت 2010 - نگارنده : غریبه از تهرانصداي غرش بلند رگبارها كه آمد، فكر كردم مرده ام، اما نمرده بودم . هنوز صدا ها را مي شنيدم. بعد چيزي نفهميدم. از حال رفته بودم. چند قطره آب پاشيده شد توي صورتم. دو باره سر و صدا مي آمد. بازم كرده و چشم بند را از چشمم بر داشته بودند. باورم نمي شد. وای كه چه مي ديدم: مصطفي و مهدي را غرق خون به درخت بسته شده بودند. خونشان شره كرده بود تا پايين. فكر كردم پس چرا من نمرده ام؟ مي لرزيدم ،گلويم گرفته بود. صدايم به زحمت در مي آمد. با ناله ضعيفي پرسيدم: من چرا نمرده ام؟ يكي از مامورها با تمسخر خنديد و (…)
ادامه -
از جنازههای در باغچه تا خاوران مجازی
24 اوت 2010 - نگارنده : گفتوگو شکوفه منتظری با منیره برادران، زندانی سیاسی دههی شصت و فعال حقوق بشربسیاری از سالهای دههی شصت بهعنوان سالهای سیاه و خونین حکومت جمهوری اسلامی، سالهای کشتار بیپایان مخالفان سیاسی و عقیدتی در ایران، یاد میکنند.
شاید بتوان نقطهی اوج این کشتارها را تابستان ۱۳۶۷ نامید. بنا بر آمار منتشر شده توسط سازمان عفو بینالملل، در این تابستان بیش از سه هزار زندانی سیاسیـ عقیدتی طی دو ماه، بدون دادگاه، به چوبههای دار سپرده شدند.
«گلزار خاوران»، آنچنان که خانوادهها آن را مینامند، یکی از گورستانهای دستهجمعی در جنوب شرقی تهران است که محل دفن این زندانیان میباشد. گلزار خاوران به شکلی تبدیل به میعادگاه خانوادههای جانباختگان دههی شصت شده بود؛ میعادگاهی که البته در سالهای اخیر با ممانعتهای پیدرپی جمهوری اسلامی در سکوتی سرشار از ناگفتهها فرو رفته است.
منیره برادران از زندانیان سیاسی دههی شصت، که بردارش را در کشتارهای همین دهه از دست داده است، یکی از مسئولان سایت اینترنتی «بیداران» است. به تازگی صفحهای در این سایت انتشار پیدا کرده با نام «خاوران مجازی». او انگیزهی ایجاد خاوران مجازی در سایت بیداران را این گونه توضیح میدهد:
ادامه -
بيانيه مادران پارك لاله (مادران عزادار)
20 اوت 2010 - نگارنده : تغییر نام، اعلام خواستهها و مواضعما، مادران عزادار پس از يكسال عزاداري همراه با دادخواهي مصمم تر از پيش حركت خود را تا رسيدن به خواسته هاي قانونيمان ادامه خواهيم داد و در ادامه اين راه از اين پس خود را مادران پارك لاله مي ناميم چرا كه اولين ميعادگاه اين خانواده بزرگ پارك لاله تهران بوده و اولين تجمع سكوت در تاريخ 6/4/88 در همين پارك برگزار گرديد.
مادران به رغم فشار، تهديد، توهين و بازداشت از پاي ننشسته، همچنان و همه جا بين مردم حضوري فعال دارند.
مادران پارك لاله، مادراني هستند كه فرزندانشان بخاطر شركت در راهپيمايي اعتراضي، آرام و ميليوني پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به صرف اعتراض به نتيجه انتخابات كشته شدند. اعتراضي كه با شليك مستقيم به سمت ميليون ها معترض پاسخ گفته شد و در نتيجه آن ده ها تن به قتل رسيدند.مادران پارك لاله، مادران تمامي زندانيان سياسي، عقيدتي، فعالان مدني و زندانيان گمنامي هستند كه در زندان هاي كهريزك، اوين، رجايي شهر و ... كشته شدند، شكنجه گشتند، مورد تجاوز قرار گرفتند و يا در دادگاه هاي نمايشي محاكمه و به احكام سنگين محكوم شدند.
ادامه
مادران پارك لاله، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه هرگز از خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و ... از دهه شصت تا كنون هستند. -
خنده حضار
11 ژوئن 2010 - نگارنده : منیره برادراننشست بررسی «وضعیت حقوق بشر در ایران» در شورای حقوق بشر سازمان ملل روز پنجشنبه، ٢٠ خرداد، در ژنو برگزار می شود. بناست هیئت ایران، به توصیههایی که در جلسه فوریه گذشته شورا از سوی نمایندگان دیگر کشورها دریافت کرده است، پاسخ دهد.
ادامه
تقریبا در تمام پاسخهایی که دولت جمهوری اسلامی ایران به پیشنهاد کشورها در نشست ادواری شورای حقوق بشر سازمان ملل در فوریه گذشته ارائه داده است، رد دروغ و فریب دیده می شود. در این نوشته من فقط به موارد اعدام، شکنجه و شرایط غیرانسانی زندانها می پردازم. ( عکس هیات (…) -
خانم فروغ تاجبخش (مادر لطفی) در حمله مامورا اطلاعاتی به منزلش دچار سکته شده و در بیمارستان بستری شده اند
28 مه 2010 -
همدردی با خانواده های اعدام شدگان
16 مه 2010 - نگارنده : جمعی از خانواده های اعدام و ترور شدگان سال های گذشتهشما حق دارید که فرزندان خود را به هر طریقی که سنت ها و آداب و رسوم تان ایجاب می کند، به خاک بسپارید. سالیانی بس دراز است که مردان و زنان مبارز میهن مان بدون آن که در دادگاهی عادلانه و مطابق با معیارهای بین المللی محاکمه شده و اجازه داشته باشند که به شکلی مناسب از خود دفاع کنند، به اتهاماتی مبهم چون اقدام علیه امنیت ملی، محارب و ملحد اعدام و یا قربانی ترورهای دولتی می شوند.
ادامه
خانواده عزیز شیرین علم هولی،
خانواده عزیز فرزاد کمانگر،
خانواده عزیز مهدی اسلامیان،
خانواده عزیز فرهاد وکیلی
و (…) -
در بارهی خاوران مجازی
12 مه 2010 - نگارنده : بیداراندر فراخوانی که در بهمن ماه ١٣٨٧، بعد از تخریب خاوران در بیداران مطرح کردیم، دو هدف مدنظرمان بود: جمع آوری اسامی و مشخصات جانباختگانی که در این گورستان آرمیده اند تهیه نقشه مجازی خاوران
ادامه
در این فاصله توانستیم، بخشی از هدف نخستین را که جمع آوری اسامی، مشخصات و عکس از آرمیدگان خاوران بود، تهیه کنیم. این جدول هنوز کار زیادی پیش رو دارد تا تکمیل و تصحیح شود. حاصل کاری را که تا حال صورت گرفته، ارائه می دهیم تا تکمیل آن را با کمک دیگران پیش بریم.
می دانیم که تمامی اعدام شدگان چپ در تهران در (…) -
باز هم تهدید و ارعاب برای رفتن به خاوران!
14 مارس 2010 - نگارنده : منصوره بهکیشحضور نیروهای امنیتی چیز تازه ای نیست. از شهریورماه شیوه کارشان همین است. به محض اینکه به آنجا می رسیم و چرخی می زنیم و گل هایمان را می گذاریم، سر و کله نیروی انتظامی و گاه لباس شخصی پیدا می شود و چند مأمور از روی نرده ها به داخل می آیند و یا از بیرون ما را صدا می زنند و می خواهند که زودتر آنجا را ترک کنیم. واقعاً جای بسی تأسف است که پس از بیست و چند سال، همچنان برای رفتن به سر خاک عزیزانمان با مشکلات زیادی روبرو هستیم. راستی علت چیست؟! چرا از چند نفر مادر و پدر پیر و خانواده ها اینقدر هراس (…)
ادامه
بیداران