تشکیل کمیسیون حقیقت امر جدائی ناپذیر دادخواهی است. گزارش نهائی آن به مثابه سندی در تاریخ می ماند، به کتابهای درسی راه می یابد برای مقابله با فراموشی و هشداری می شود برای آیندگان که آنچه گذشت دیگر هرگز تکرار نشود.
دادگاه رسیدگی به کشتار زندانیان دهه ٦٠ – دادگاه دهه خونین و یا ایران تریبونال- که مرحله اول آن در لندن برگزار شد، به دلیل حضور و شهادت خانوادههای داغ دیده و زندانیان سیاسی سابق، اقدامی است ارزشمند در روند دادخواهی علیه جنایتهای جمهوری اسلامی. من دادخواهی را امر ملی می بینم که (…)
تازه ترين مقاله ها
-
دادخواهی باید شفاف باشد
13 ژوئيه 2012 - نگارنده : منیره برادران -
خاوران در بهار
25 آوريل 2012خاوران تنها گورستان اعدام شدگان نیست
ادامه
مکانی است برای فراموش نکردن
و
از یاد نبردن به غارت بردن کرامت انسانی
و آن همه کشته در سالهای سکوت و تنهایی
نماد ممنوع کردن سوگ برای خانوادههایی است که هنوز از "چراها و بایدها" میپرسند
میتوان درهای این گورستان را بر ورود مادران بست
می توان آنها را احضار و محاکمه و محکوم کرد
اما لاله ها میرویند، هر بهار
تا
تلاش برای دادخوهی، حقیقت و عدالت
را
به یاد آرند -
lettre to Ahmad Shaheed
10 April 2012 - by lettre to Ahmad ShaheedIt is not acceptable that you, as the special rapporteur of the most prominent international institution to protect and promote human rights and justice, stays silent about extra judicial executions in the 80s and the 1988 massacre, which is the greatest mass killing of political prisoners in Iran’s contemporary history, censors the evidence, and ignores the most vulnerable victims of human rights violations in Iran.
continue
Dear Mr. Ahmed Shaheed
Your recent report on human rights condition in (…) -
اعتراض به سکوت گزارش احمد شهید در بارهی اعدامهای جمعی و غیر قضایی، دهه شصت در ایران
10 آوريل 2012 - نگارنده : جعفر بهکیش - رضا معینیسکوت شما، به عنوان گزارشگر ویژه مهمترین نهاد بینالمللی برای توسعه حقوق بشر و عدالت، در مورد اعدامهای غیرقضائی دهه شصت و به ویژه کشتار سال ٦٧، بزرگترین کشتار زندانیان سیاسی در تاریخ معاصر ایران، سانسور مدارک و شواهد و نادیده گرفتن آسیب پذیر ترین بخش از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران قابل قبول نیست.
ادامه
جناب آقای احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران
گزارش تازه شما را در بارهی نقض حقوق بشر در ایران را خواندیم. می دانیم که در شرایط کنونی، و تنش جاری میان (…) -
آغاز بهار ٦٢ در اوین
8 آوريل 2012 - نگارنده : سیمین دبیریپس از چند ساعت که در سکوت و نگرانی گذشت م و ک با پاهای خونین و شکنجه شده باز گشتند. هیچوقت یادم نمیرود خنده آن دو را که می گفتند " ولی همه اینها به شادی درست کردن هفت سین می ارزید" من آن چنان دردی در قلبم و فریادی در سینه داشتم که هنوز که هنوز است، سال نوئی را بدون آن خاطره نگذرانده ام.
ادامه
هر سال با نزدیک شدن سال نو یاد شروع سال ٦٢ در اوین، اتاق ٦ بند ٤ بالا می افتم. آن سال قرار گذاشتیم سال نو را بر خلاف سال قبلش جشن بگیریم. قرار شد همه از خانواده هامان بخواهیم در آخرین ملاقات قبل از سال (…) -
امید نام من است : یادگارهای زندان و فرار – ایران٬ دهه شصت
10 مارس 2012 - نگارنده : منیره برادران - پرستو فروهرسرگذشت مرا در تاریخ رسمی ایران نخواهید یافت. سرزمینی که والدینم جانشان را در راه آزادی آن باختند٬ هنگامی که به جوانی امروز من بودند. روایت آنان را از زبان همرزرمانشان شنیده ام، یادگارهایشان را بازماندگان به من رسانده اند. من آنها را حفظ کردهام به همراه نام خود، که یادگاری از آنان است: امید!
ادامه
با خشنودی بسیار گشایش نمایشگاه امید نام من است را در تاریخ شنبه بیستم اسفندماه به آگاهی می رسانیم٬ که در طرح ریزی و اجرای آن سهیم بوده ایم. تحقق این نمایشگاه مدیون تلاش و همکاری داوطلبانه گروه بزرگی (…) -
مادر جزنی از جمله مادرانی بود که تمام زندگی اش سرشار از مقاومت در برابر استبداد بود
19 فوريه 2012 - نگارنده : منصوره بهكیشروز شنبه ۲۹ اسفند، قرار بود مراسم یادبود مادر جزنی در ساعت ۴ تا ۶ در سالن رستوران آ - اس - پ تهران برگزار شود. در ساعت سه بعداز ظهر یعنی یک ساعت مانده به برگزاری مراسم، اداره اماکن اجازه برگزاری مراسم را لغو کرد و برنامه یادبود برگزار نشد متنی توسط اینجانب نوشته شده و قرار بود در این مراسم خوانده شود
ادامه
"من در كجاي جهان ايستاده ام
با باري از فريادهاي خفته و خونين
اي سرزمين من
من در كجاي جهان ايستاده ام"،
"شعر از خسرو گلسرخی"
در هنگام پیری با او آشنا شدم و گاهی با یکی دو تن از (…) -
آیا میتوان کشتار سال ۶۷ را بخشید و یا فراموش کرد؟
15 سپتامبر 2011به کجا باید رفت؟
ادامه
بعد از این خاطره ها که همه هستی من
از آنها است،
به کجا باید رفت؟
من به هر جا که نظر می بندم ،
همه جا چهره تو است، همه جا خنده تو است
همه جا خاطره دارم با تو،
بعد از آن خاطره ها،
به کجا باید رفت ؟
تو بگو به کجا.....(۱)
میگویند گذشتِ زمان درمانِ هر دردی است. ۲۳ سال از فاجعه کشتار زندانیانِ سیاسی در سالِ ۱۳۶۷ میگذرد و گذشتِ این سالها کوچکترین درمانی بر درد ِمن نبوده است. بیژن برادرم در سالِ ۱۳۳۸ متولد شده و در ۱۶ ساله گی دیپلم گرفته و برایِ ادامه تحصیل در (…) -
قربانیان دهه شصت روستای کوچک بی بالان در شمال ایران
1 سپتامبر 2011 - نگارنده : حسن فرامرزاین لیست را آقای حسن فرامرز برای بیدارن ارسال کرده است. درمقدمه می نویسد: «لیستی تهیه کرده ام از قربانیان دهه شصت در یک روستای کوچکی در شمال ایران – روستایی به نام بی بالان از توابع شهرستان رودسر از استان گیلان - که تقدیم حضورتون می کنم. متاسفانه - همانطور که در جریان هستید - جمع آوری اطلاعات کافی درباره آن سالها بسیار مشکل است اما فعلا همین قدر رو از بنده بپذیرید - که شاهد عینی در آن سالها بوده ام و اخیرا در باره زندگی خودم و اتفاقات دهه شصت کتابی هم منتشر کرده ام بنام بی پرچمان.» The (…)
ادامه -
در سال ۶۷ چگونه از اعدام عزیزانمان با خبر شدیم- بخش دوم
1 سپتامبر 2011 - نگارنده : شبنم از ایرانیک کاغذ گذاشتند جلوم. حاجی دستور داد که از زیر چشم بند آن را بخوانم وامضاء کنم. نوشته بود: اینجانب .....متعهد می شوم که هیچگونه مراسمی به عنوان ختم و سوم وهفتم و چهلم و .... نگیرم وهیچ گونه اعلامیه ای .... گفتم من امضاء میکنم ولی همین الان هم خونه ما پر است از آدم هائی که حتی بعضی هاشونو نمی شناسیم. گفت: بی خود خلاف قانونه و از الان دیگه باید هیچ مراسمی نگیرین والا مطابق قانون باهاتو رفتار می شه. حالا پاشو دنبال این آفا برو بقیه وسایلشو بگیر. پرسیدم که حلقه ی ازدواجش کجاست؟ گفت: نداشته. (…)
ادامه
بیداران