شیت جریانی بود سازمان یافته که با هواداران همه ی جریان ها و از جمله حزب دموکرات در استان کرمانشاهان درگیری داشت. آنها پیگیرانه مخالفان خودرا شناسائی می کردند. گاهی هم شناسائی شان بسیار سطحی بود. برای نمونه یک توده ای را هم به عنوان دموکرات تحویل خلخالی دادند که جزو یازده نفر اعدامی بود. تشکل های توده ای حزب توده خود را دموکرات می نامیدند و این توده ای هم که در پاساژ اجاق دکه ی روزنامه فروشی داشت، چون عنوان دموکرات را یدک می کشید به همین جرم بازداشت و تیرباران شد. در حالی که او نشریه های حزب (…)
ادامهتازه ترين مقاله ها
-
باندهای سیاه حزبالله : شورای یاوری تهیدستان «شیت» (۲)
8 دسامبر 2008 - نگارنده : مصاحبه با مجید دارابیگی -
غلامرضا جلال و روایتهای غیرواقعی از زندان
8 دسامبر 2008 - نگارنده : ایرج مصداقیپاک نگهداشتن تاریخ زندان از روایتهای ساختگی و غیر واقعی، وظیفهی تکتک زندانیانی است که از جهنم جمهوری اسلامی جان به در بردهاند. این دینی است بر دوش ما شاهدان در برابر تاریخ، نسلهای آینده و همهی عزیزانی که جان بر سر آرمان آزادی و عدالت دادند. در راه انجام این مسئولیت، هرگز نباید محافظهکار بود و یا برای خوشایند این و آن، حقیقت را نادیده گرفت؛ ما را نباید باکی باشد اگر دوستانی رنجیده شوند و از ما روی برگردانند که چرا روایتشان را به پرسش گرفتهایم. شایسته نیست تسلیم کسانی شویم که طاقت (…)
ادامه -
حقوق بشر در پيش از انقلاب
17 نوامبر 2008 - نگارنده : مصاحبه رضا معینی با عبدالکريم لاهيجيعبدالکريم لاهيجي در کشور ما نامش تداعیگر دفاع از "حقوق بشر" است. نايب رييس فدارسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر، یکی از بنيان گذاران نخستين تشکل حقوق بشری در ایران و شايد آگاهترین فرد برای سخن گفتن از تاریخچه حقوق بشر در کشور ما است. به هنگام مصاحبه پرسشهای از پيش آماده را کنار گذاشتم و به جز چند پرسش برای رفع ابهام از بقيه حرفي به ميان نياوردم. به احترام زندگی شاهدی، که هنوز گفتن از اميدها و یاسهای سالیان، در چهرهاش شوق و رنج مینشاند. تا که روايت " اولين سخنگوی" حقوق بشر، که (…)
ادامه -
١٣٦٧ کشتار جمعی زندانيان سياسي در دزفول
17 نوامبر 2008اولین گزارش بیداران را در باره کشتار ١٣٦٧در شهرستانها، با زندان یونسکو آغاز کردیم. آن گزارش یک مقاله تحقیقی بود به قلم زنده یاد غلامرضا بقائی از حوادث زندان یونسکو دزفول در دهه ٦٠ و کشتار ٦٧. یکی از منابع آن گزارش، شهادت محمد رضا آشوغ بود. او، که خود محکوم به اعدام بود، تا آخرین مراحل اعدام شاهد صحنه بود. در آن دقایق آخر، او توانست خود را از مینی بوسی که رهسپار میدان تیر بود، خود را به بیرون پرتاب کند و فرار کند تا جنایتی را که دیگران، آن اعدام شده ها، نتوانستند گواهی دهند، او شهادت (…)
ادامه -
روشنفکران دینی و سالهای کشتار- بخش اول
17 نوامبر 2008 - نگارنده : رضا معینیامر بر فراموشي دادن برای جامعه درمان نيست، زمينه ساز تکرار فاجعه است. برای مردم و به ويژه نسل جوان ما که دانستن و جستجوی حقيقت در اين باره را حق خود میدانند. سوال اصلي اين است چگونه مي توان به حقيقت دست يافت؟ آيا امکان جستجوی حقيقت برای همگان وجود دارد؟ آيا " روايت رسمي" حکومت را که هميشه تحريف تاريخ به نفع قدرت است، مي توان بعنوان حقيقت و تاريخ حقيقي پذيرفت؟ آيا همه آنچه که مخالفان و يا منتقدان آن مي گويند درست است؟ معيار و ملاک ما برای تشخيص حقيقت چيست؟.
ادامه
جنايت حقيقت و حق دانستن (…) -
ما زنده مانديم تا سخن بگوئيم چند نکته در معرفی کتاب We Lived To Tell
17 نوامبر 2008 - نگارنده : محسن يلفانیما زنده مانديم تا سخن بگوئيم خاطرات سه زن ايرانی را در برمی گيرد که چهار پنج سال از جوانی خود را در زندان های حکومت اسلامی گذرانده اند. کتاب ما را يک راست به قلب حادثه می برد، چرا که در زندان های نيمه اوّل دهه شصت بود که معنای حضور و حاکميّت رژيم اسلامی در عريان ترين و صريح ترين شکل خود اعلام و اِعمال شد . با وجودِ احساس انکارناپذيرِ بيزاری و آزردگی ای که خاطره تلخ اين سال های سياه در ما برمی انگيزد، ما زنده مانديم تا سخن بگوئيم همچون پيغام يا امانتی به دست ما سپرده می شود که از آسيب ها و (…)
ادامه -
روايتي از زندانهاي جمهوري اسلامي ايران (٢)
16 نوامبر 2008 - نگارنده : مهناز قزلو
ني لبك هايي كه انسان را سرودنداو خود قرباني سيستمي بود كه او را مجرم تلقي مي كرد. سالها بعد در يك روز سرد زمستاني با جسد يك كودك خياباني مواجه شدم در حاليكه گمان مي كردم روي ترازوي اش، که وسیله کسب و کارش بود، بخواب رفته است. هميشه چهره ي اين دو به طرز حزن انگيزي در يك قاب يگانه در ذهن من به تصوير كشيده شده است. هيچگاه يكي را بدون تصوير ديگري به خاطر نمي آورم. هر يك سمبل طيف وسيعي از قربانيان سيستمي بودند كه عليه انسان بيداد مي كرد.
ادامه
زمان افطار، ناگهان در با شدت به هم كوبيده شد و بازجو و دو پاسدار ديگر وارد سلول شدند. (…) -
١٣٦٧ کشتار جمعی زندانيان سياسي در اصفهان
1 نوامبر 2008من رضا ساکی هستم. در سال ١٣٦٢ در ارتباط با فدائیان خلق در اصفهان دستگیر شدم و تا بهمن ١٣٦٧ در این شهر زندانی بودم. سال اول را تقریبا در انفرادی گذراندم در یک زندان مخفی. بعد به زندان دستگرد منتقل شدم. دو سال و نیم زیر حکم اعدام بودم تا اینکه با تخفیف به حبس ابد محکوم شدم.
ادامه
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
من رضا ساکی هستم. در سال ١٣٦٢ در ارتباط با فدائیان خلق در اصفهان دستگیر شدم و تا بهمن ١٣٦٧ در این شهر زندانی بودم. سال اول را تقریبا در انفرادی گذراندم در یک زندان مخفی. بعد به زندان دستگرد (…) -
روايتي از زندانهاي جمهوري اسلامي ايران (١)
1 نوامبر 2008 - نگارنده : مهناز قزلومهناز قزلو از زندانیان دهه ٦٠، که در حال نوشتن خاطرات خود است، مایل است که نوشته اش بصورت سلسله وار در سایت بیداران درج شود. بیداران، که یکی از اهداف مهمش ثبت و انتشار اسناد و گزارشهای مربوط به زندان و نقض حقوق بشر است، از چنین پیشنهاداتی استقبال می کند. مهناز قزلو در معرفی خویش می نویسد: در شهريور ماه سال شصت توسط كميته منطقه سيزده ميدان فردوسي تهران دستگير شدم. مجددا در سال شصت و سه توسط كميته مركزي منطقه يك تهران دستگير و به اوين منتقل شدم. حكم اوليه ام اعدام و سپس به پانزده سال تخفيف (…)
ادامه -
به یاد قتل عام شدگان شهرم لنگرود
1 نوامبر 2008 - نگارنده : اميرجواهری لنگرودیشهرکوچک شما لی ما لنگرود نیزازاین کُشتار نفرت انگیز و هولناک بی نصیب نماند. من نیز چون دیگر همشهریانم این جوانان پاک باخته را می شناختم. آنچه که قطعی است ؛ هیچ یک از اینان برای منافع شخصی شان به رودررویی با نظام برنخواسته بودند. بلکه دفاع از منافع مردمان و ایستادگی در برابر نظام های انسان ستیز، موجب قتل آنان گردید .
ادامه
تقدیم به :
دختران و پسران، همسران و برادران، خواهران
و مادران، پدران وهمشهریانم
بقول شاملوی بزرگ :
برای آنان که عشق (…)
بیداران