بازگشت به صفحه نخست > جنایت قتلهای سیاسی در سال ۱۳۷۷ > گفتوگوی حسین دوانی با فرشته قاضی
گفتوگوی حسین دوانی با فرشته قاضی
دو شنبه 15 نوامبر 2021,

در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۹ زندهیاد «حسین دوانی» برادر «پیروز دوانی»در گفتوگو با «فرشته قاضی» خبرنگار از رسانه رادیو فردا، به جزییاتی از «ناپدید» کردن پیروز دوانی پرداخت. او در این گفتوگو از پیگیریهای خانوادهاش برای یافتن حقیقت درباره پیروز دوانی گفته است. پیروز دوانی، نویسنده و روزنامهنگاری بود که در هنگامه جنایت قتلهای سیاسی سال ۱۳۷۷ بهدست ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ناپدید شد. بیست و شش سال از آن تاریخ میگذرد و همچنان حقیقت این پرونده روشن نشده است.
در ادامه متن این گفتوگو را میخوانید:
... خانواده پیروز دوانی همچنان خبری از او را انتظار می کشند. حسین دوانی، برادرش، میگوید کاری کردند که هیچ اثری از برادرم نماند، به گونهای که حتی برای ربوده شدن پیروز هم پروندهای تشکیل ندادند، چه رسد به قتل او در پروژه قتلهای زنجیرهای اطلاعات در سال ۱۳۷۷.
پیروز دوانی، نویسنده، مترجم و صاحب امتیاز نشریه پیروز، سوم شهریور ماه ۱۳۷۷ از خانه خارج شد و هرگز بازنگشت. برادرش میگوید: «چهار ماه قبل از ناپدید شدن پیروز دوانی، «آقای رازینی به برادرم گفته بود دست از نوشتن بردار و الا طوری از بین میروی که هیچ اثری از تو نماند».
علی رازینی، رئیس وقت دادگستری استان تهران بود.
سوم شهریور ۷۷ پیروز دوانی از خانه بیرون میرود و برای ملاقات با مادرش که بستری بوده، راهی بیمارستان میشود. اما هرگز نه به بیمارستان میرسد و نه به خانه برمیگردد.
«او را ربودند و خبری نشد و هر قدر پیگیری کردیم، هیچ پاسخی ندادند. من حتی به ژنو رفتم و با موریس کاپیتورن [گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران] صحبت کردم. به وزیر خارجه ایران نامه نوشت، گفتند ما کسی را با این اسم نمیشناسیم. گفتند حتما در داخل ایران است، حتما فرار کرده. به خانواده میگفتند حتما تصادف کرده یا ممکن است او را به تیمارستان برده باشند و روانی شده باشد. سلب مسئولیت کردند... .»
آقای اکبر گنجی در مصاحبهای گفته بود که حکم قتل برادرم را آقای اژهای داده بود. آقای اژهای هم گفته بود که من اصلا ایشان را نمیشناسم و اگر قرار باشد یک قاچاقچی را بکشیم، احتیاج ندارد بترسیم. یعنی هم قبول نکردند و هم تهمت زدند. هر قدر هم پیگیری کردیم، به هیچ نتیجهای نرسید».
به گفته پرستو فروهر «همان موقع خانواده پیروز دوانی به دلیل اینکه در پرونده گفته شده بود دستور قتل پیروز دوانی را آقای محسنی اژهای داده، از او شکایت کردند، که متاسفانه هیچوقت پیگیری نشد و بازجو حتی یک سوال از متهمی که چنین حرفی زده بود، نکرد.»
حسین دوانی میگوید خواهرش برای شکایت رفت ولی حتی پرونده هم تشکیل ندادند: «همان جوابی که روز اول دادند که ما نمیشناسیم و ما نمیدانیم. اصلا نپذیرفتند که حتی بگویند جسدش فلانجاست و بهعنوان یک کسی که موجودیت داشته و از بین رفته با او رفتار شود. و درد اینجاست؛ اول باید بپذیرند، بعد بتوانیم یک کاری بکنیم.»
«مادر من میرفت برای پیگیری، میگفتند برو پزشکی قانونی. میرفت پزشکی قانونی، به او میخندیدند و میگفتند مگر یک زن میآید پزشکی قانونی، جسد مرد ببیند؟ میگفتم مادر نرو. میگفت فرزندم است چه کار باید بکنم؟ واقعا چه کار باید میکرد؟ خواهرم میرفت پیگیری کند، سکته کرد از بس که اذیتش کردند»...
آزارهای خانواده پیروز دوانی در سالهای بعد هم ادامه مییابد. دو بار در سالهای ۸۰ و ۸۱ از طرف دادگاه انقلاب برای پیروز دوانی که بیش از سه سال از مفقود شدن و قتل پنهانیاش گذشته، احضاریه قضایی میفرستند برای ادای پارهای توضیحات.
«این اذیت کردنها روان را آشفته میکند. ربودند و خبری از او نیست، بعد دو سال بعد پشتسرهم میگویند بیا اینجا گزارشهایی بده. آقای رازینی اردیبهشت همان موقع [سال ۷۷] به پیروز گفته بود که به تو پیشنهاد میکنیم دست از نوشتن بردار و الا طوری از بین میروی که هیچ اثری از تو نماند. دقیقا همین کار را کردند.»
