بازگشت به صفحه نخست > بيداران > پاسخ احمد باطبی سخنگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به مقاله رضا معینی
پاسخ احمد باطبی سخنگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به مقاله رضا معینی
شنبه 23 مه 2009
و همچنین با درک تاریخچهی زندهگی و روحیات آقای معینی، اینبار توهینهای بیپایه و اساس ایشان را مورد اقماض قرار میدهد، اما در صورت بروز مورد مجدد به اشکال دیگر و یا تکرار آن، وکلای حقوقی مجموعه با توجه به سوابق و شواهد، شکایت رسمی را در دادگاههای خارج از ایران مطرح خواهند کرد؛ تا فرد و یا گروه مذکور پاسخگوی ادعاهایشان در دادگاه و به صورت رسمی باشند.
انتشار گزارش مجموعه با عنوان "انتقال پیکرهای قتل عام شدهگان سال 67 از خاوران به مکانی نامعلوم" از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، واکنشهای متفاوتی را در بین فعالان سیاسی، خانوادههای بازماندهگان و مدافعان حقوق بشر بر انگیخت. هر چند که مجموعه تنها گزارشگر آن واقعه نبود است. اما انتشار مقالهیی به قلم آقای محمد رضا معینی به نام "خوابی که برای خانوادهها در خاوران دیدهاند!" باعث شد تا این مجموعه پاسخ مربوطه را در این نامه منتشر کند.
هر چند مجموعه به تداوم سیاست خود مبنی بر دوری گزیدن از حاشیه معتقد است و برای این مهم همینقدر بس که در طی حداقل سه سال اخیر این نامه دومین روشنگری مورد موضعگیری مجموعه در قبال سایر اظهارات، که به خدشهدار کردن هویت این تشکل حقوقبشری و تلاش اعضای آن منتهی میشود، است.
آقای معینی در کلیات مقالهی خود با زیر سوال بردن مستند بودن گزارش و اتهامهای بدون سند مینویسند:
"خبری با عنوان "انتقال پیکرهای قتل عام شدهگان سال ۶۷ از خاوران به مکانی نا معلوم" در چندین سایت اینترنتی و دیگر رسانهها انتشار یافت. طبق اطلاعات ما از خانوادههای خاوران، چنین خبری مطلقا صحت ندارد."
وی از کلمهی ما در این مقاله استفاده کرده در حالی که مقاله به اسم نگارنده منتشر شده است. آقای معینی با عدم توضیح در خصوص هویت جمعی که آنرا ما خطاب کردهاند، این جماعت ( ما ) را مرجع و مقیاس سنجش درستی و یا نادرستی اخبار مربوط به گلزار خاوران دانسته و این شان و وجهه را برای جماعت ( ما ) قائل شدهاند که تنها مهر تایید اخبار مربوط به این گلزار باشد.
سابقهی آقای معینی در دههی شصت، رنج و سختیهای تحمل شده از ناحیهی ایشان و همچنین همدوره بودنشان با قربانیان مدفون در گلزار خاوران و به طور منطقی احساس تکلیف و تعهدشان در قبال وضعیت این مکان، برای مجموعه، کاملا قابل درک و احترام است. اما این به معنای نیست که آقای معینی و یا هر شخصی دیگری با هر سابقهیی صاحب اختیار و یا قیم این مکان و امور مربوط به آن بوده و کسی حق نزدیک شدن به آنرا نداشته باشد.
ادبیات بهکار رفته از ناحیهی ایشان و شان قائل شده برای ( ما ) به این معناست که خود ایشان و یا ( ما ) متصدی فیلتر و یا نظارت و یا صاحب امتیاز انتشار اخبار امور مربوط به خاوران هستند و آنها هستند که تایید میکنید اخبار صحیح و یا نادرست است و عدم تاییدشان به معنای کذب بودن اخبار است .
خیر. اینچنین نیست. امروزه بسیاری از خانوادههای ایرانی به شکلی با فجایع سالهای شصت مرتبط هستند. حتا در صورت عدم ارتباط نیز موضوع فرق جندانی نمیکند. گلزار خاوران مسالهیی است ملی وشاید جهانی و فعالیت در امور آن حق هر انسانی است که به انسانیت و خقوق بشر معتقد است.
خانوادهها و قربانیان دههی شصت به طور قطع از تعداد انگشتان دست بیشتر هستند و این توانایی را دارند که در یک زمان با افراد و گروههای دیگری به غیر از آقای معینی هم مرتبط و یا در تشکلهای حقوقبشری دیگر هم عضو باشند. این به این معناست که قائل بون شان مرجعیت تایید و یا تکذیب اخبار اینچنینی برای هر کس، کاری اشتباه است. به کار بردن جملهی کلی "طبق اطلاعات ما از خانوادههای خاوران چنین خبری مطلقا صحت ندارد "، در فعالیتهای حقوق بشری توام با پدیدهی روزنامهنگاری و اطلاع رسانی به طور قطع عملی است غیر حرفهیی. چرا که مقامهای دولتی ایران برای تخریب گلزار و جابهجایی پیکر ها در هیچ رسانهیی اطلاعیه صادر نمیکند و یا کارت دعوت برای خانوادهیی نمیفرستند . طبیعی است که تا روزهای اولیه، بسیاری از خانوادهها از این موضوع بیاطلاع باشند. همچنان که خود آقای معینی در بخشی دیگر از مقالهشان نوشتهاند:
" گورستان خاوران پس از ۲۳ اسفند ماه سال گذشته که آخرین مراسم سال نو توسط خانوادهها در آن برگزار شد تا امروز به روی خانوادهها بسته شده است. "
مجموعه در سطرهای همان گزارش در خصوص جوش دادن درب اصلی ورود به خاوران، ضرب و شتم آنان و اعمالی همچون کندن پلاک اتومبیلهای آنها و ممنوع کردن حضور خانوادهها مگر با همآهنگی دستگاه امنیتی اشاره کرده است.
هیچ منطق بیغرضی انتظار ندارد که مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مسائل امنیتی را نادیده گرفته و در خصوص چهگونگی حضور اعضایاش در خاوران و جمع آوری اخبار و اسناد توضیح بدهد. همانطور که این مجموعه انتظار ندارد که آقای معینی پاسخگوی این موضوع باشد، که چهگونه با وجود هیمن شرایط، یعنی بسته بودن در ورودی خاوران و هزاران کیلومتر فاصلهیشان با این مکان، از عدم وجود شواهد تغییر در خاوران کسب اطمینان کرده و خبر را تکذیب کردهاند.
ایشان در همان پاراگراف اضافه میکند "روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ هیج یک از اعضای خانوادهها " در تاریکی به خاوران نرفته بودند تا پیش از خاکبرداری و یا پس از آن " بقایای اجساد" را با خود ببرند! "
آقای معینی قطعا مدعی آمارگیری از چند هزار بازماندهی خاوران در خصوص عدم حضورشان در محل خاوران آن هم شبان هنگام نمیتوانند باشند. از سویی باید اضافه شود که مجموعه در گزارش خود به حضور خانوادهها در تاریکی اشاره نکرده است. بلکه عنوان داشته است نیروهایی امنیتی در تاریکی هوا اقدام به تخریب و خاکبرداری کردهاند.
وی به گزارشی اشاره میکند که تاریخ ١٦ بهمن ماه ۱۳۸۷ با عنوان "بولدوزرها همچنان خاوران را ویران میکنند". تصور میکنیم این گزارش خود مویدی بر گزارش مجموعه باشد زیرا در این گزارش از وجود تکههای پتو و اجساد که به علت شیارکاری و درختگذاری در خاوران قابل مشاهده است و برنامههای تغییر کاربری این گورستان به مثابهی سند جنایت علیه بشریت خبر میدهد.
آقای محمدرضا معینی سپس ادامه میدهد: به یکباره خبر " انتقال پیکرهای قتل عام شدهگان سال 67 از خاوران به مکانی نامعلوم " انتشار مییابد. با عبارت و حتا کلماتی مشابه گزارشات "کازار خاوران" که در بیداران انتشار یافته بود!
مجموعه منطق آقای معینی از به کارگیری این حروف "کازار خاوران" برای اثبات محاسباتشان و اساساَ ارتباط آن با درستی و یا نادرستی خبر منتشر شده از سوی مجموعه را درک نمیکند. اما به این موضوع معتقد است که کلمات تشکیل دهندهی زبان، در تملک فرد و یا گروه در نمیآید و نمیتوان گفت که این کلمه و یا عبارت مختص فرد و یا جریان خاصی است. از این رو مجموعه در چهارچوب ادبیات رسمی خود از هر عبارتی که شایستهتر باشد استفاده خواهد کرد .
ایشان در تحلیل اولیهی خود بیان میکنند "تیتر خبر آسوده کردن خیال همهی تلاشگران کارزار علیه ویرانی خاوران است. اگر اجساد را به "محل نامعلومی" منتقل کردهاند، دیگر چرا خانوادهها باید هر هفته به " پارک" بروند؟ چرا باید برای حفظ خاوران تلاش کرد؟ چرا باید هر جمعه چند ماشین نیروهای اطلاعاتی در آنجا بمانند تا خانوادهها را به خاوران راه ندهند؟ و مسئولان در پی پیدا کردن توجیه برای کمیساریای حقوق بشر باشند؟"
بلا تردید تعجیل آقای معینی بر مطالعهی دقیق ایشان نیز تاثیر گزاشته است، زیرا مجموعه گزارش کرده بود "خاکبرداری از قسمت جنوب شرقی گورستان خاوران " انجام شده است و نه اینکه تمامیت این گورستان زیر و رو یا منتقل شده باشد. تحلیل آقای معینی از دلسردی خانوادهها و کوشندهگان، صرفا تحلیل شخصی ایشان و آن هم مبتنی به پیشفرضی مسموم از ناشر خبر است. مطالعهی آرشیو اخبار منتشرهی مجموعه در سالهای فعالیتاش از گلزار خاوران نشانگر این موضوع است که اقدام هر فرد تیزبینی، خود به مثابهی به صدا درآوردن زنگ هشداری است که از تداوم این روند و رویکرد در خصوص سایر قسمتهای این گورستان جلوگیری کند.
آقای معینی در جایی دیگر از این مقاله، موضوعی بیربط را مورد استناد قرار داده و با آوردن فاکتی از حاشیه به اصل، اذعان میدارد: در مهرماه سال گذشته خبر دستگیری خانمی ( از وابستهگان یکی از سازمانهای مخالف حکومت اسلامی) به دلیل شرکت در مراسم خاوران منتشر شد. درست در روزهایی که تعداد زیادی از اعضای خانوادهها از نوجوان تا پیرزن ٨٤ ساله به وزارت اطلاعات احضار و از آنها دربارهی "همکاری" با همان سازمان مخالف پرسوجو میکردند. نکتهی مهم آن بود که آن خانم نه تنها در "مسیر خاوران" بازداشت نشده بود که دستگیری ایشان هیج ربطی به تجمع یک ماه و نیم پیش خانوادهها در خاوران نداشت. ضمن آنکه ایشان اصلا در آن تجمع هم حضور نداشتند! بدون شک این بازداشت نیز مثل همه دیگر آزار و اذیتهای ماموران اطلاعاتی علیه شهروندان و فعالان سیاسی باید محکوم میشد. اما انتشار این خبر که با عناوین مختلف و به شکل تکراری در بسیاری از سایتهای اینترنتی بازتاب یافت، با تهدیدات بازجویان امنیتی و اصرار بر همکاری خانوادهها با این جریان سیاسی و حتا نام بردن از آن خانم و محکومیت زندان ایشان برای ترساندن خانوادهها نمیتواند یک امر تصادفی باشد.
موضوع مذکور به بازداشت خانم "حمیده نبوی چاشمی" اشاره دارد و باز هم باید عنوان داشت آقای معینی دقت و وقت لازم جهت مطالعه را نسبت به گزارش مجموعه معطوف نداشته است، زیرا اولا مجموعه عنوان کرد "منابع آگاه از احتمال بازداشت ايشان به دليل شرکت در مراسم خاوران در ماه گذشته خبر ميدهند " . در این متن، مجموعه هیچگاه مدعی بروز صد درصد این اتقاف نبوده و به لحاظ ادبیات روزنامهنگاری و حقوقی و همچنین امانتداری در روایت موضوع، هیچ خطایی از ناحیه منتشر کنندهی خبر صورت نگرفته. از این موضوع گذشته هیچگاه تا به امروز فرد مذکور، خانواده یا وکیل ایشان تکذیبیهیی مبنی بر نادرستی خبر منتشر نکرده است. همچنین آقای معینی با جستوجو در سایتهای خبری میتوانند از منابع دیگری نیز این مطلب را مشاهده کنند "خانم نبوی قصد شرکت در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی را داشت ولی چندین کیلومتر مانده به خاوران توسط مامورین وزارت اطلاعات متوقف شده و کارت شناسائی ایشان ضبط شده بود " نمونهی این مسئله هم نادر نیست و در آخرین مورد آقای جعفر اقدامی به اتهام قصد شرکت در تجمع به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. در صورت پذیرش منطق آقای معینی مبنی بر شگردگونه بودن این اخبار برای ایجاد هراس در خانوادهها مجموعه باید از انتشار اخبار بازداشت شهروندان در این خصوص خودداری کند؛ که البته این سیاست مجموعه نیست.
آقای معینی همچنین به قسمتی از گزارش مجموعه اشاره میکند که عنوان میدارد "همچنین تنی از خانوادهها به مجموعه گفتند مقداری از بقایای اجساد مورد اشاره را بهعنوان مدرک برداشتهاند." و این موضوع را جعلی در راستای ایجاد زمینه برای برخورد با خانوادهها میخواند.
آقای معینی فراموش کردهاند که در ابتدا مقالهشان اساساَ این خبر را کذب و خبرسازی وزارت اطلاعات میخوانند: "انتشار چنین خبر نادرستی نه تصادفی است و نه اشتباهی! این یک فریب خبری است که از سوی دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی هدفمند و برای ادامهی سرکوب خانوادههای خاوران انتشار یافته است" و اگر این مهم صحیح باشد، چهگونه دستگاه امنیتی با توجه به اشراف به کذب بودن آن به سراغ خانوادههایی که جمعیتی بالغ بر چند هزار تن را تشکیل میدهند، خواهد رفت، گویا تاکنون این وزارتخانه با جعل اخبار؛ خانوادهها را مورد برخورد قرار داده است و یا به زندان افکنده! و یا در صورت گرفتار کردن خانوادهها اساسا نیاز به این بهانهها دارد.
همچنین وی در پایان ذکر میکند: "راست این است که خانوادهها نه در پستوخانههای خود لابراتوری برای جسدشناسی دارند و نه نیازی به حمل "بقایای اجساد" عزیزان خود به عنوان مدرک. "
فرمایش آقای معینی در این خصوص کاملا صحیح است. خانوادهها نه لابراتوار دارند و نه نیاز به شناسایی. اما اگر خانوادهیی، به هر دلیلی، تصمصم به برداشتن باقیماندهی اجساد گرفت، هیچ تعهدی ندارد که قبل از آن با آقای معینی همآهنگی کرده و یا از ایشان اجازه بگیرد. خانوادهها میتوانند برخلاف تصور آقای معینی، با تشخیص خود در لحظه، تصمیم صحیح مبتنی بر تحلیلشان را بگیرند.
البته به جا بود، آقای معینی گزارش مجموعه را چند باره مطالعه میکرد تا در سطر پایانی آن به اشارهی ما در خصوص اسناد این گزارش میرسیدند و اندکی صبر و تامل به خرج میدادند تا پس از این مهم با ذهنیت شفافتری نسبت به مقالهنویسی خود اقدام میکردند. هرچند تردید از ارائهی اسناد و مدارک نیز باز به خواست همان خانوادهها و همچنین به جهت حفظ امنیت آنان که سیاست همیشهگی مجموعه بوده است، صورت گرفته .
واقعیت امر این است که اینگونه فعالیتهای خزنده، در راستای نابودی خاوران در حال اجرا است و این واقعیت از باب میل بودن و یا نبودن،تایید و یا تکذیب آقای معینی و یا هر فرد و گروه دیگری پیروی نمیکند. هر روزه بخشیهایی از خاوران در پوشش عناوین مختلف نابود میشود و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مجدداً اعلام میکند که نه تنها مسالهی خاوران به پایان نرسیده است، که بالعکس فعالان حقوق بشر برای جلوگیری از تخریب و تغییر در این سند بارز جنایت علیه بشریت بر تلاش خود بیافزایند.
این مجموعه باز هم آمادهگی خود را برای شفافسازی هر چه بیشتر در کار اعلام میدارد و امید دارد که تمام کوشندهگان این راه به دورد از حاشیهها و صرف انرژی بیفایده ، به اصل موضوع توجه داشته باشند.
اما بخش تاسفانگیر این مقاله اینجاست که جناب آقای رضا معینی در طول مقالهشان در سه نوبت مجموعه را رسما و شفاف متهم به همکاری با نهاد وزارت اطلاعات ایران کردهاند .
" انتشار چنین خبر نادرستی نه تصادفی است و نه اشتباهی! این یک فریب خبری است که از سوی دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی هدفمند و برای ادامهی سرکوب خانوادههای خاوران انتشار یافته است. "
" با تهدیدات بازجویان امنیتی و اصرار بر همکاری خانوادهها با این جریان سیاسی و حتا نام بردن از آن خانم و محکومیت زندان ایشان برای ترساندن خانوادهها نمیتواند یک امر تصادفی باشد! "
" وزارت اطلاعات که نمیتواند فریب خبر را به نام خود منتشر کند! تاسفآور واکنش تلاشگران و در دام همان خبرسازی افتادن است. نگاهی به این خبر و مجموعه اطلاعات آن روشنگر هدف وزارت اطلاعات است. "
اما ایشان بعد از انتصاب این اتهامات برخلاف انتظار مخاطب، مبنی بر ارائهی اسناد و مدارک عقلانی برای اثبات اتهاماتشان، در پایان مقاله، هیچگونه سندی در این خصوص ارائه نکردهاند به جز تحلیل شخصیشان. از این رو مجموعه تا این قسمت این بیانیه را طبق سیاست مجموعه، یعنی احترام به مخاطب، رفع شبهات و شفافسازی عملکرد، برای رفع نگرانی آقای معینی و دیگر مخاطبان همفکرشان نوشته است.
اما بخش دوم نوعی اخطار جدی و رسمی برای آقای رضا معینی و تمامی کسانی است که از شیوههای غیراخلاقی و با اهدافی معلوم و مشخص تصمیم به خدشهدار کردن چهرهی این سازمان حقوق بشری و کم ارزش کردن و به حاشه راندن تلاشهای اعضای آن دارند.
در کلیت آقای معینی با یک تحلیل سطحی مبتنی بر منفینگری و اطلاعات ناصحیح و با نادیده گرفتن سوابق مجموعه به راحتی با تخریب و حکومتی خواندن این تشکل فراموش میکند که مجموعه حضور 25 عضو زندان دیده و شناخته شده در سطوح عالی خود دارد. مطالعهی بخش معرفی مسئولین سایت، اسامی و سوابق آنان که عموماَ شخصیتهای شناخته شده هستند، در کنار سابقهی کار مجموعه در اطلاع رسانی سریع، صحیح، مستند و شفاف مهر تایید کاملی است که اعتبار این تشکل را میرساند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به عنوان یکی از تشکلهای صرفا حقوق بشری، طبق آمار و مستندات منتشر شده و موجود در آرشیو وبسایت، تنها تشکلی بوده که در سالهای اخیر بیشترین تولید (نه کپی و یا سرقت و مصادرهی) اخبار مربوط به نقض حقوق بشر در ایران را داشته است. این تشکل صرف نظر از پیشتازی در اطلاع رسانی، فعالیتهای متعدد و منحصر به فردی را در ظرفیتسازی و آموزش و پشتیبانی از فعالیتهای مدنی مطروحه در اعلامیهی جهانی حقوق بشر داشته است. انتشار کتب مختلف، نشریه، ( به صورت اینترنتی و چاپی ) محصولات فرهنگی و آموزشی نظیر فیلم و موسیقی، ترجمه و تحقیق و آرشیو اطلاعات و ... بخشی از این فعالیتها بوده است .
در این چند سال، این مجموعه، هزاران گزارش از نقض حقوق بشر در ایران به صورت مستند منتشر کرده که مورد استناد جامعهی بینالملل و جمعیتهای مدافع حقوق بشر نیز قرار گرفته است و در تمام آنها حتا یک مورد سابقه نداشته که خبری از ناحیهی مجموعه صادر شود و مورد تکذیب قرار بگیرد که این خود گواه دقت و نظارت دقیق این تشکل در امر اطلاع رسانی صحیح و شفاف بوده است . حتا گاهی هم که نقص و یا اشکالی در مطلب منتشرهی موجود بوده، خود مجموعه در مطلبی اصلاحی و یا تکمیلی آن را تصحیح و منتشر کرده است که این هم نمایانگر احترام به درک مخاطب است. اگر دستگاه امنیتی به صورت روزمره بر علیه خود اسناد نقض حقوق بشر منتشر میکند بنابراین باید به کارکرد این دستگاه شک کرد و به باز تعریفی از آن اقدام کرد.
در سخن بیسند و اتهامزنی بیپایه و اساس آقای معینی به این تشکل حقوق بشری سخن کوتاه که مجموعه مفتخر است تاکنون بدون هیچ چشمداشت و منفعت فردی و گروهی در صف اول مسئلهی حقوق بشر در ایران به فعالیت پرداخته و قامت شرافت در قبال هزینههای سنگین تحمیلی به قیمت پیشبرد اهداف انسانی خود خم نکرده است، نگاهی به مسئولین، سوابق، فعالیتهای اجرایی و هزینههای پرداخت شده وجدان بیدار را به تحسین وا میدارد.
البته این تحلیل آقای معینی که سالهاست در خارج کشور به سر میبرد حاصل انتشار این خبر نیست. ایشان در گذشته نیز بارها و بارها تلاش ( ظاهرا هدفمند ) خود را در جهت تخریب و تشکیک این تشکل به شیوههای مختلف داشتهاند.
جدای این موضوع تلاشهای آقای معینی در رایزنی با تشکلهای حقوق بشری مرتبط با ایشان و همچنین افراد و شخصیتهای فعال در این حوزه در جهت به حاشیه راندن مجموعه و ایجاد شبهه در عملکرد و ماهیت آن از حوزهی رَصد مجموعه خارج نبوده است .
مجموعه فعالان با اعتماد به نفس کافی نسبت به قدرت و توانایی خود در یک فعالیت سازمانی مبتنی بر الگوهای صحیح و مدرن و همچنین با ریشه در داخل و شناخت از فضای کنونی ایران و اعتقاد به دوری جستن از حاشیه و نزدیکی و یا پیوند با مافیای حقوق بشر، اعلام میدارد که در خصوص اینگونه شبهات بیپایه و اساس هیچ اقدام مشابهی انجام نخواهد داد.
و همچنین با درک تاریخچهی زندهگی و روحیات آقای معینی، اینبار توهینهای بیپایه و اساس ایشان را مورد اقماض قرار میدهد، اما در صورت بروز مورد مجدد به اشکال دیگر و یا تکرار آن، وکلای حقوقی مجموعه با توجه به سوابق و شواهد، شکایت رسمی را در دادگاههای خارج از ایران مطرح خواهند کرد؛ تا فرد و یا گروه مذکور پاسخگوی ادعاهایشان در دادگاه و به صورت رسمی باشند.
سیاست دوری جستن از حاشیه به معنای بیتفاوتی مجموعه نسبت به حیثیت آن نیست. فعالین در این تشکل با به خطر انداختن جان خود فعالیت میکنند و عزت و احترام و حفظ هویت و شخصیت مجموعه و اعضای آن تنها موردی است که مجموعه هیچ اقماضی در آن نخواهد داشت.
آسیب رساندن به تشکلهای داخلی مدافع حقوق بشر تنها باعث میشود تا در زمان و مقام بیدفاع دیدن فعالان این عرصه دستگاه امنیتی برای تنگ کردن عرصه و برخورد با آنان گام بردارد. بنابراین هرگونه تحلیل این چنینی خود ریختن آب به آسیاب ناقضان حقوق بشر است. دنیا بزرگتر از ذهن و حوزهی دید آدمهاست و در هر روز در این دنیای بزرگ هزاران مورد نقض حقوق بشر صورت میگیرد. در چنین شرایطی اگر فعالین راستین حوزهی حقوق بشر تمام وقت شبانه روزشان را هم در جهت بهبود این شرایط به کار بندند، باز هم قادر به پوشش تمامی آن نیستند. با این اوصاف ایجاد حاشیه و صرف انرژی در قبال آن کار مفیدی نخواهد بود. اما جدا از این نگرش موضوع مافیای حقوق بشر و منافع موجود در آن مطرح خواهد شد که از دید مجموعه این مورد جزو حواشی محسوب نشده و در صورت نیاز مجموعه مفصلا به آن خواهد پرداخت.
مجموعه برای آقای معینی و همهی افراد و گروههای نگران حقوق و کرامت انسانها آرزوی موفقیت دارد.
21 اردیبهشت 88
احمد باطبی – سخنگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
1- انتقال پیکرهای قتل عام شدهگان سال 67 از خاوران به مکانی نامعلوم
http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=965:654&catid=163:020&Itemid=379
2- خوابی که برای خانوادهها در خاوران دیدهاند
http://www.bidaran.net/spip.php?article226
3- حميده نبوي چاشمي بازداشت شد
http://hra-iran.org/Archive_87/1103.html
رونوشت :
آقای رضا معینی
وبسایتهای منتشر کنندهی مقالهی آقای معینی
